ترم اول با مژده هم اتاق بودم.

یادمه اواخر ترم اول وقتی نمره های ریاضی 1 اومد, تا صبح نشستم گریه کردم

مژده برای اینکه آرومم کنه, بهم گفت گریه نکن, همه کم گرفتن, حتی ارشیا هم همین نمره رو گرفته

یادمه گفتم: برو بابا... ارشیا دیگه کیه... درو کوبیدم و رفتم تو حیاط نشستم و دوباره گریه کردم

ترم دوم موقع انتخاب واحد به هر دری زدم آنالوگ و معادلات بردارم. نشد که نشد

اعصاب نداشتم

آذر برای اینکه آرومم کنه بهم گفت ترم بعد بر میداریم نگران نباش,

همه این مشکلو دارن. من و ارشیا هر کاری کردیم, آموزش موافقت نکرد

یادمه گفتم: برو بابا... اصلاً این ارشیا کیه چند روزه رفته رو اعصابم؟ و اون لحظه "در" دم دست نبود بکوبم!

 

و ترم دوم شروع شد!

ترم بدبختی! هیچ درسی بهمون ندادن, آز فیزیک 1 و 2 رو باهم برداشتم, همه اش درس عمومی و...

 

اولین جلسه آزمایشگاه فیزیک 1, قبل از حضور غیاب و گروه بندی:

 

یه آقا پسری با قیافه ای غمزده و اندوهبار داشت به دوستش میگفت:

بدبخت شدیم و هیچ درسی بهمون ندادن و آز فیزیک 1 و 2 رو باهم برداشتم و همه اش درس عمومی و ...

 

من: فکر کنم خودشه!

من: شک نکن! خودشه!

من: ارشیا؟

من: آره! به نظرت با "الف" یا با "ع" ؟

من: نمیدونم ولی شرط می بندم خودشه

 

بعد از حضور غیاب:

من: دیدی حدسم درست بود!

من: شماره دانشجوییش شبیه شماره موبایل من بود فقط همین عددها رو داشت 4 8 1 9 0

من: ولی نفهمیدم با "الف" یا با "ع" ؟

من: تو شماره دانشجوییشو دیدی ولی اسمشو ندیدی که "ع" یا "الف" ؟

من: خب حواسم به اسمش نبود! چرا عصبانی میشی؟!

از اون به بعد تو همه ی کلاسا میدیدمش! ردیف اول! تو حلق استاد! و کلاً حضورش روی اعصابم عادی شده بود!

 

اواخر ترم سوم:

نمره های پایانترم آنالوگ اومد و نمره ی تمرین های من از 100, 111 شده بود

فکر کردم اشتباه شده و میخواستم به استاد ایمیل بزنم که با بررسی بقیه شماره های دانشجویی

دیدم شماره موبایلم هم 136 شده! :دی

 

اوایل ترم چهارم:

کماکان تو همه ی کلاسا میدیدمش! ردیف اول! تو حلق استاد!

یه روز یه SMS ناشناس اومد با این متن:

Hi. Xubi ? Arshia hastam. …