26 - ارشیا
ترم اول با مژده هم اتاق بودم.
یادمه اواخر ترم اول وقتی نمره های ریاضی 1 اومد, تا صبح نشستم گریه کردم
مژده برای اینکه آرومم کنه, بهم گفت گریه نکن, همه کم گرفتن, حتی ارشیا هم همین نمره رو گرفته
یادمه گفتم: برو بابا... ارشیا دیگه کیه... درو کوبیدم و رفتم تو حیاط نشستم و دوباره گریه کردم
ترم دوم موقع انتخاب واحد به هر دری زدم آنالوگ و معادلات بردارم. نشد که نشد
اعصاب نداشتم
آذر برای اینکه آرومم کنه بهم گفت ترم بعد بر میداریم نگران نباش,
همه این مشکلو دارن. من و ارشیا هر کاری کردیم, آموزش موافقت نکرد
یادمه گفتم: برو بابا... اصلاً این ارشیا کیه چند روزه رفته رو اعصابم؟ و اون لحظه "در" دم دست نبود بکوبم!
و ترم دوم شروع شد!
ترم بدبختی! هیچ درسی بهمون ندادن, آز فیزیک 1 و 2 رو باهم برداشتم, همه اش درس عمومی و...
اولین جلسه آزمایشگاه فیزیک 1, قبل از حضور غیاب و گروه بندی:
یه آقا پسری با قیافه ای غمزده و اندوهبار داشت به دوستش میگفت:
بدبخت شدیم و هیچ درسی بهمون ندادن و آز فیزیک 1 و 2 رو باهم برداشتم و همه اش درس عمومی و ...
من: فکر کنم خودشه!
من: شک نکن! خودشه!
من: ارشیا؟
من: آره! به نظرت با "الف" یا با "ع" ؟
من: نمیدونم ولی شرط می بندم خودشه
بعد از حضور غیاب:
من: دیدی حدسم درست بود!
من: شماره دانشجوییش شبیه شماره موبایل من بود فقط همین عددها رو داشت 4 8 1 9 0
من: ولی نفهمیدم با "الف" یا با "ع" ؟
من: تو شماره دانشجوییشو دیدی ولی اسمشو ندیدی که "ع" یا "الف" ؟
من: خب حواسم به اسمش نبود! چرا عصبانی میشی؟!
از اون به بعد تو همه ی کلاسا میدیدمش! ردیف اول! تو حلق استاد! و کلاً حضورش روی اعصابم عادی شده بود!
اواخر ترم سوم:
نمره های پایانترم آنالوگ اومد و نمره ی تمرین های من از 100, 111 شده بود
فکر کردم اشتباه شده و میخواستم به استاد ایمیل بزنم که با بررسی بقیه شماره های دانشجویی
دیدم شماره موبایلم هم 136 شده! :دی
اوایل ترم چهارم:
کماکان تو همه ی کلاسا میدیدمش! ردیف اول! تو حلق استاد!
یه روز یه SMS ناشناس اومد با این متن:
Hi. Xubi ? Arshia hastam. …
مخاطب عزیز! ضمن عرض سلام و خیر مقدم! الان شما جزو حدوداً 200 انسان خوشبختی هستی که آدرس اینجا رو دارن. اینجا دفتر خاطرات هفتگی منه.